بی همتا
بی همتا
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد تا وقتی که در باز میشه لحظه دیدار میرسه هر چی که جاده اس رو زمین به سینه ی من میرسه اه - ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی که می خوام میرسم وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم گلهای خواب آلودمو واسه کی بیدار بکنم دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی که می خوام میرسم عزیز ترین سوغاتی غبار پیراهنتو عمر دوباره ی منه دیدن و بوءیدن تو نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس میخوام ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی که می خوام میرسم ***** بی همتا ***** اگه از پرنده پروازو بگیرن چی میمونه ؟؟؟؟ اگه از مستای شب خوندن آواز رو بگیرن چی میمونه ؟؟؟؟؟ اگه از هرچی صداست زمزمه ای ساز , و بگیرن چی میمونه ؟؟؟؟؟ کی میدونه ؟؟ چی میمونه ؟؟ کی میتونه که ندونه ؟؟ من میدونم من میتونم واسه این که میخونم پای پروانه پر از بوی گله توی دست باد چه الاله پره گلدون عتیقت اونجا کنج حیات اما توش یه عالمه نئش گل پره فصل گل جشن پرنده فصل عطرای نرمنده نرگسی گل نه سر سبزه رو لبهاش حجله ی غمه رو لبهاش حجله ی خنده واسه من شوق نموندن اونقده ابرای بلنده واسه ما به هم رسیدن مثل دیوار و کمنده
ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن ای جداغ مهربونی تو شبهای وحشت من ای تبلور حیقت در لحظه های خود شکستن تو منو از شب گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباسشی واسه من یه تکیه گاهی واسه من که خیلی غریبم تو رفیق جون پناهی ناجی عاطفه ای من شعرم از تو جون گرفته رگ خشک بودن من از تو خون گرفته اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه نداره که منو دادی نشونم اگه باشی یا نباسشی واسه من یه تکیه گاهی
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست ناگهان- عشق! تو را دیدم حواسم پرت شد در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد . love
bihamta
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست
هی صدا در کوه،هی “من عاشقت هستم” شکست
دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست …
من یه سطرم
نه مریدم نه مرادم
نه گناه شب هرز و شب تارم
نه شرابم، نه شر و شور جوانی
من نه بازیچه آن بلهوسانم
من یه سطرم
سطری از متن زمینم
که به جوهر شدم آلوده دنیا
به خرابات شدم شهره و در میکده مستانه وتنها
من نچیدم ز هوس سیب، از باغ تمنّا
من نیالوده ام این عرصه و این دامن صد چین شبانگاه
من دامادم که به عروس طبیعت شده مدیون
من خطایم!
که به خطِّ لبِ آن عشوه هر جایی بی نام شدم واله وشیدا
من گناهم؟ !
گُنهی از سر تقصیر دگرها!!
Design By : Mihantheme |